پارسا اکبری | Parsa Akbari

شعری ازاحمد شاملو

مرگ من سفری نیست
هجرتی است
از سرزمینی که دوست نمی داشتم
به خاطر نامردمانش !
خود آیا از چه هنگام این چنین
آئین مردمی از دست بنهاده اید ؟

پر ِ پرواز ندارم
اما
دلی دارم و حسرت ِ درناها
و به هنگامی که مرغان مهاجر
در دریاچه ی ماهتاب
پارو می کشند

خوشا رها کردن و رفتن !
خوابی دیگر
به مردابی دیگر !
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر !
خوشا پر کشیدن ، خوشا رهایی !

آه ، این پرنده
در این قفس تنگ
نمی خواند …

#احمد_شاملو

پاسخی بنویسید